در روزهای دوازدهم تا چهاردهم سپتامبر، برلين ميزبان برگزاری کنگرهای بود که با وجود عدم انعکاس وسيع رسانهای، نمیتوان از اهميت آن چشمپوشی کرد.
اين کنگره قبل از هر چيز به موضوعات مختلفی پرداخت که هر يک قادرند در قرن ۲۱ بهعنوان عوامل تهديدکننده برای بروز جنگ و درگيری منطقهای و بينالمللی نقش بازی کنند.
از آنجا که صلح و همزيستی ملتها و فرهنگها نقش محوری در بقا و سلامت جامعه بشری و نسلهای کنونی و آتی ايفا میکند، پرداختن به عواملی که باعث ايجاد خطر جنگ و نابودی انسانها میشوند، از جمله وظايف مهم رسانهای است که همواره مورد توجه راديو زمانه بوده و خواهد بود.
اين گزارش نگاهی است به محتوا و بحثهای مطرح در اين کنگره که تحت عنوان «فرهنگ صلح و همزيستی» و به دعوت «سازمان بينالمللی پزشکان، عليه سلاحهای هستهای (IPPNW)» در مرکز فرهنگی «خانه اورانيا» در برلين و با بيش از ۷۰۰ نفر شرکتکننده و ۵۰ سخنران برگزار شد.
درباره آیپیپیاندبلیو (IPPNW)
تاسيس «سازمان بينالمللی پزشکان عليه سلاحهای هستهای (IPPNW)» به دورانی برمیگردد که دنيا در اثر جنگ سرد و مسابقه تسليحاتی - اتمی در زير سايه مرگبار يک جنگ تازه بينالمللی به سر میبرد.
اين نهاد به ويژه در رشد و گسترش جنبش صلح در اروپای دهه ۸۰ نقشی غير قابل انکار داشت. تعهد اجتماعی و فعاليتهای ضد جنگ آن باعث شد که در سال ۱۹۸۵ به دريافت جايزه صلح نوبل مفتخر شود.
در همان سالی که با به قدرت رسيدن ميخائيل گورباچف در حزب کمونيست اتحاد شوروی، روند فروپاشی بلوک شرق و غروب دوران جنگ سرد آغاز شد.

فرهنگ صلح و همزيستی، برای آيندهای همبسته (عکس: سايت یرگزارکننده)
دولت هلموت کهل در آلمان اين نهاد را شايسته دريافت جايزه صلح نمیدانست، چرا که چازوف، که از زمره پزشکان روسی موسس اين نهاد بوده است، در سالهای قبل به ايجاد محدوديت و تبعيض برای ساخاروف، دانشمند منتقد شوروی سابق، مهر تائيد زده بود.
اما به هنگام دريافت جايزه صلح، چازوف، پزشک و ساخاروف، دانشمند فيزيک و مخترع بمب هيدروژنی روسی، از جمله مخالفان و مبارزان پر شور ضد جنگ سرد و مسابقه تسليحات هستهای بودند که در کنار گورباچف برای دنيايی عاری از تسليحات اتمی به ميدان سياست گام نهادند.
سازمان پزشکان در حال حاضر دویست هزار همپیوند در بيش از ۶۰ کشور جهان داراست و در آلمان حدود هشت هزار پزشک را تحت پوشش قرار میدهد.

يکی از سالنهای کنگره در خانه اورانيا (عکس: سايت یرگزارکننده)
صلح به امواجی از پایين نيازمند است
در نطقی که هورست ابرهارد ريشتر (Horst-Eberhard-Richter)، دانشمند، روانشناس و از بنيانگذاران نهاد آلمانی اين تشکل در اولين روز تشکيل کنگره ايراد کرد، گفت:
«امروز که ما پزشکان، بار ديگر برای صلح به سخن و جنبش درآمدهايم، نشان از اين واقعيت دارد که روح صلح و آشتی بر آن است که بار ديگر بر روح پليد جنگی که از يازدهم سپتامبر تا به امروز نفسها را در سينه حبس کرده است، غلبه کند.»
در ادامه گفت: «در تجربيات و مطالعات من، تنها يک نتيجه حاصل شده است که انسانها در امر آمادگی برای پذيرش صلح بسيار جلوتر از سياست گام برمیدارند. در سالهای ۸۰ آنها گورباچف و ساخاروف را در کنار خود داشتند. در شرایط ويژه بحرانی ضرورت دارد سياستمدارانی با قلب بزرگ و اراده صلحجويانه قوی به قدرت برسند.»
او افزود: «اين بود که آلمان درهم شکسته توانست ويلی برانت را به قدرت برساند تا سياست «همدردی و حس مشترک» را پيش ببرد و روسها از ظلم استالين پناه به گورباچف بردند تا زمينههای آزادسازی خود و بلوک شرق و وحدت دو آلمان را فراهم سازند.»

هورست ابرهارد ريشتر (عکس: سايت یرگزارکننده)
این دانشمند آلمانی در ادامه گفت: «همين بود که آفريقای جنوبی در مقطع حساسی که در آستانه يک جنگ داخلی قرار گرفته بود، به نلسون ماندلا نياز داشت تا به قول خودش نيروی وحدت بخش قلبها را برای پيوند سياه و سفيد جاری کند.»
ريشتر پس از اشاره به اين واقعيت که دنيا پس از جنگ عراق به وضعيت بحرانی تازهای رسيده است، گفت: «شفای بيماری جامعه از راه صلح نيازمند امواجی از پایين است. فراموش نکنيد چگونه باراک اوباما که نه تنها وعده سياست ديگری برای آمريکا داده، بلکه به سياست تازهای در روابط بينالمللی هم نظر کرده، دویست هزار انسان مشتاق صلح و همزيستی را به زيگهزويله برلين میکشاند.»
او علاوه بر اوباما، که البته هنوز مشخص نيست تا چه حد بتواند بر مقاومتهای پيش پا غلبه کند، به اميدهای تازه ديگری از آمريکا اشاره میکند.
از آن جمله به خواست چهار تن از سياستمداران بازنشسته و قديمی آمريکايی برای پيشبرد سياست کامل خلع سلاح اتمی که مورد حمايت ۱۷ نفر از ۲۴ وزير خارجه و دفاع اسبق ايالات متحده قرار گرفته است.

دکتر آنجليکا کلاوسن (عکس: سايت یرگزارکننده)
از سوی ديگر، ريشتر معتقد است که عملکرد ناتو «دلها را به درد میآورد»، چرا که ميشائيل روله، مدير بخش سياسی و برنامهريزی ناتو صحبت از «غير واقعی بودن خلع سلاح اتمی» میکند و خواسته سياستمدارانی چون هنری کسينجر و ويليام پِری را از «بدبينیهای دوران پيری» دانسته که «منطبق با مقتضيات عصر جديد هستهای» نيست.
ريشتر در واکنش به اين موضعگيری مقام بلند پايه ناتو گفت: «ببينيد گناهکاران چه دريده سخن میگويند!» او سپس به انتقاد از تصميم دولت و مجلس آلمان فدرال برای استقرار ۲۰ بمب اتم متعلق به ناتو در بوشِل پرداخت.
او با استناد به گفته يونگ، وزير دفاع که قرار است هواپيماهای جنگی تورنادو با قدرت حمل بمبهايی با نيروی تخريبی پنج برابر بمبهای هيروشيما، تا پس از سال ۲۰۲۰ هم مورد استفاده قرار گيرند، اين پرسش را مطرح میکند که «بمبهای نابودکننده در بوشِل چه کسی را بايد به وحشت بيندازد؟»
او با اشاره به آمار ارائه شده توسط موسسه فورزا اعلام میکند که ۸۴ درصد آلمانیها با استقرار بمبهای اتمی ناتو در خاک آلمان مخالفند و ۸۹ درصد از مردم معتقدند که قدرتهای بزرگ برای ايجاد منطقهای خالی از سلاحهای هستهای، بايستی اقدام به انهدام کامل سلاحهای اتمی خود کنند.
بر اساس اين آمار، افزايش تدريجی حضور ارتش در افغانستان با مخالفت عمومی مواجه است. ريشتر با صراحت عدم اجرای خواسته اکثريت را در تصميمات سياسی، ناشی از «کمبود دمکراسی» ارزيابی میکند.
او با اشاره به قانون اساسی کشور همسايه، سوئيس، که دولت را در تصميمگيریهای مهم سياسی ملزم به بحث با شهروندان و برگزاری رفراندمهای رسمی میکند، ضرورت کار جدی برای برطرفسازی نواقص دمکراسی در آلمان را طرح میکند.

يوهان گالتونگ (عکس: سايت یرگزارکننده)
محرک جنگ، مليتاريسم است، نه تروريسم
دکتر آنجليکا کلاوسن (Angelika Claußen)، رئيس هيات مديره سازمان پزشکان، با سخنرانی خود تحت عنوان «فرهنگ صلح» به روند ايجاد صلح بهعنوان يک پروژه «تمدنسازی در جامعه انسانی» میپردازد.
او بر اساس نظريه محقق برجسته صلح، ديتار زِنگ هس، صلح و همزيستی پايدار را در جامعه به برقراری شش شرط زير مشروط میکند:
۱- عدم خصوصیسازی قدرت و مراکز قدرت
۲- کنترل مراکز قدرت با استفاده از قوانين کارساز حقوقی
۳- توانايی در کنترل خود و کنترل جريانات مبتنی بر هيجانات و احساسات
۴- مشارکت دمکرانيک
۵- عدالت اجتماعی
۶- سازندگی در فرهنگ اختلافات
او آماری از «گروه پژوهشی برای بررسی علل جنگ» در هامبورگ ارائه میدهد که بر اساس آن در سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۷ تعداد ۲۰۱ فقره جنگ و در سال ۲۰۰۷ به تنهايی ۴۲ فقره جنگ به ثبت رسيده است.
«بيش از ۹۰ درصد از جنگهای پس از ۱۹۴۵ در کشورهای جهان سوم و مناطق تحت پوشش جهان دوم سابق روی دادهاند. با اينکه در مراکز کشورهای سرمايهداری جنگی اتفاق نيفتاده است.»
او ادامه میدهد: «جالب توجه است که سه قدرت بزرگ کشورهای سرمايهداری صنعتی، بريتانيای کبير، ايالات متحده آمريکا و فرانسه غالباً در اين جنگها شرکت داشتهاند. بر اساس اين آمار از هامبورگ، در فاصله زمانی ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۷بريتانيا در ۱۹ فقره ، آمريکا در ۱۳ فقره و فرانسه در ۱۲ فقره جنگ دخيل بودهاند.»
خانم کلاوسن با اشاره ب